تبلیغات
محمدعلی محرمی

محمدعلی محرمی
 
طلبه ای از جوار حضرت قیدارنبی علیه السلام___________________________________
نویسندگان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری فندرسک

واقعه غدیر در قرآن

واقعه غدیر و سندولایت امیر المومنین علی (ع) درچند آیه قران بیان شده که برای دقت بهتر از چند تفسیر برای مطالعه مفید استفاده می کنیم:
الف- تفسیر نمونه :
(الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً) مائده - 3
در روایات فراوانى كه از طرق معروف اهل تسنن و شیعه نقل شده صریحا این مطلب آمده است كه آیه شریفه فوق در روز غدیر خم و به دنبال ابلاغ ولایت على ع نازل گردید، از جمله این كه:
1- دانشمند معروف سنى ابن جریر طبرى در كتاب ولایت از زید بن ارقم صحابى معروف نقل مى‏كند كه این آیه در روز غدیر خم در باره على ع نازل گردید.
2- حافظ ابو نعیم اصفهانى در كتاب ما نزل من القرآن فى على ع از ابو سعید خدرى (صحابى معروف) نقل كرده كه پیامبر ص در غدیر خم، على ع را به عنوان ولایت به مردم معرفى كرد و مردم متفرق نشده بودند تا اینكه آیه الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ ... نازل شد، در این موقع پیامبر ص فرمود:
اللَّه اكبر على اكمال الدین و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و بالولایة لعلى ع من بعدى، ثم قال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏ : اللَّه اكبر بر تكمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على ع بعد از من، سپس فرمود: هر كس من مولاى اویم على ع مولاى او است، خداوندا! آن كس كه او را دوست بدارد دوست بدار، و آن كس كه او را دشمن دارد، دشمن بدار، هر كس او را یارى كند یارى كن و هر كس دست از یاریش بر دارد دست از او بردار.
3- خطیب بغدادى در تاریخ خود از ابو هریره از پیامبر ص چنین نقل كرده كه بعد از جریان غدیر خم و پیمان ولایت على ع و گفتار عمربن خطاب: بخ بخ یا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولا كل مسلم آیه الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ نازل گردید «1».
در كتاب نفیس الغدیر علاوه بر روایات سه‏گانه فوق سیزده روایت دیگر نیز در این زمینه نقل شده است.
در كتاب احقاق الحق از جلد دوم تفسیر ابن كثیر صفحه 14 و از مقتل خوارزمى صفحه 47 نزول این آیه را در باره داستان غدیر از پیغمبر اكرم ص نقل كرده است.
در تفسیر برهان و نور الثقلین نیز ده روایت از طرق مختلف نقل شده كه این آیه در باره على ع یا روز غدیر خم نازل گردیده، كه نقل همه آنها نیازمند به رساله جداگانه است «2».
مرحوم علامه سید شرف الدین در كتاب المراجعات چنین مى‏گوید:
كه نزول این آیه را در روز غدیر در روایات صحیحى كه از امام باقر ع و امام صادق ع نقل شده ذكر گردیده و اهل سنت، شش حدیث با اسناد مختلف از پیامبر ص در این زمینه نقل كرده‏اند كه صراحت در نزول آیه در این جریان دارد
از آنچه در بالا گفتیم روشن مى‏شود كه: اخبارى كه نزول آیه فوق را در جریان غدیر بیان كرده در ردیف خبر واحد نیست كه بتوان با تضعیف بعضى‏ اسناد آن، آنها را نادیده گرفت بلكه اخبارى است كه اگر متواتر نباشد لا اقل مستفیض است، و در منابع معروف اسلامى نقل شده، اگر چه بعضى از دانشمندان متعصب اهل تسنن، مانند آلوسى در تفسیر روح المعانى تنها با تضعیف سند یكى از این اخبار كوشیده‏اند بقیه را به دست فراموشى بسپارند و چون روایت را بر خلاف مذاق خویش دیده‏اند مجعول و نادرست قلمداد كنند، و یا مانند نویسنده تفسیر المنار با تفسیر ساده‏اى از آیه گذشته، بدون اینكه كمترین اشاره‏اى به این روایات كند، شاید خود را در بن‏بست دیده كه اگر بخواهد روایات را ذكر كرده و تضعیف كند بر خلاف انصاف است و اگر بخواهد قبول كند بر خلاف مذاق او است!
(1) این سه روایت را مرحوم علامه امینى با تمام مشخصات در جلد اول الغدیر صفحه 230 و 231 و 232 نقل كرده است و در كتاب احقاق الحق جلد ششم صفحه 353 نزول آیه فوق در باره جریان غدیر به دو طریق از ابو هریره نقل شده است و از ابو سعید خدرى نیز به چندین طریق آمده است.
(2) به جلد اول تفسیر برهان و جلد اول تفسیر نور الثقلین ذیل آیه فوق مراجعه شود.
(3) المراجعات ط چهارم صفحه 38.
تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 268

ب- تفسیر المیزان :
در كتاب غایة المرام از كتاب فضائل على (ع) و او از ابى المؤید موفق بن احمد، و او از سید الحفاظ شهردار بن شیرویه، فرزند شهردار دیلمى نقل كرده، كه وى از همدان نامه‏اى به من نوشت، و در آن نوشته بود كه ابو الفتح عبدوس بن عبد اللَّه بن عبدوس همدانى در نامه‏اش به من نوشت، كه عبد اللَّه بن اسحاق بغوى برایم حدیث كرده، كه حسین بن علیل غنوى برایم حدیث كرد، كه محمد بن عبد الرحمن زراع برایم حدیث كرد، كه قیس بن حفص برایم روایت كرد، كه على بن الحسین برایم نقل كرد، كه ابو هریرة از ابى سعید خدرى برایم نقل‏كرد : كه رسول خدا (ص) در آن روزى كه مردم را به جمع شدن در غدیر خم دعوت فرمود دستور داد زیر درختى را كه در آنجا بود از خار و خاشاك بروبند، و آن روز روز پنجشنبه بود، همان روز بود كه مردم را به سوى پیروى از على (ع) دعوت نموده، بازوى او را گرفت و بلند كرد، بطورى كه مردم سفیدى زیر بغل آن جناب را دیدند، و این دو از یكدیگر جدا نشدند، تا آنكه آیه شریفه: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً نازل گردید، پس رسول خدا (ص) به مژدگانى اینكه دین به حد كمال رسید، و نعمت خدا تمام شد، و پروردگار از رسالتش و از ولایت على راضى شده، اللَّه اكبر گفت، و سپس گفت: اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله .
آن گاه حسان بن ثابت عرضه داشت: یا رسول اللَّه آیا اجازه مى‏دهى چند شعر بسرایم؟
فرمود بگو كه همین ابیات را نیز خداى تعالى نازل مى‏كند، پس حسان بن ثابت این چند بیت را بسرود:


ینادیهم یوم الغدیر نبیهم بخم و اسمع بالنبى منادیا

بانى مولاكم نعم و ولیكم فقالوا و لم یبدوا هناك التعامیا

إلهك مولانا و انت ولینا و لا تجدن فى الخلق للامر عاصیا

فقال له قم یا على فاننى رضیتك من بعدى اماما و هادیا
در روز غدیر پیامبرشان به بانگ بلند ندایشان در داد، غدیرى كه در سرزمین خم قرار داشت، و اى كاش مردم جهان بودند و رسول خدا (ص) را در حال ندا مى‏دیدند، كه مى‏گفت: آیا من سرپرست و ولى شما هستم؟ و مردم در پاسخش بدون هیچ پرده‏پوشى گفتند معبود تو مولاى ما و خود تو ولى ما هستى، و تو خواننده این شعر اگر در آنجا بودى حتى یك نفر هم مخالف نمى‏یافتى، در این هنگام رو به على بن ابى طالب كرد، و فرمود: یا على برخیز كه من تو را براى امامت و هدایت این خلق بعد از خودم شایسته دیدم .
و از كتاب نزول القرآن فى امیر المؤمنین على بن ابى طالب تالیف حافظ ابى نعیم آمده كه وى بعد از حذف سند از قیس بن ربیع از ابى هارون عبدى از ابى سعید خدرى نظیر این‏ حدیث را نقل كرده، با این تفاوت وى بعد از آن چهار بیت این دو بیت نیز آمده.
فمن كنت مولاه فهذا ولیه فكونوا له انصار صدق موالیا

هناك دعا اللهم وال ولیه و كن للذى عادا علیا معادیا
پس هر كس كه من در زندگیم مولاى او بودم این على بن ابى طالب سرپرست او است، پس هان اى مردم یاران او و دوستداران درست او باشید، و چون سخن رسول (ص) به اینجا رسید دست به دعا برداشت: كه بار الها دوست بدار او را، و براى هر كس كه على را دشمن بدارد دشمنى آشتى ناپذیر باش، و در دشمنى با او كوتاهى مفرماى.
و نیز از كتاب نزول القرآن حدیثى بدون ذكر اوائل سند از على بن عامر از ابى الحجاف از اعمش از عضه روایت آورده كه گفت این آیه شریفه یعنى آیه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ در باره على بن ابى طالب بر پیامبر نازل شد، و در همین خصوص است كه خداى تعالى مى‏فرماید: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.
و از ابراهیم بن محمد حموینى روایت آورده كه گفت: شیخ تاج الدین ابو طالب على بن الحسین بن عثمان بن عبد اللَّه خازن برایم گفت: كه مرا خبر داد امام برهان الدین ناصر بن ابى المكارم مطرزى، (و بمن اجازه نقل آن را نیز بداد)، كه خبر داد مرا امام اخطب خوارزم ابو المؤید موفق بن احمد مكى خوارزمى، و گفت: مرا خبر داد سید حفاظ در نامه‏اى كه از همدان به من نوشت كه مرا خبر داد رئیس ابو الفتح به وسیله نامه كه ما را حدیث كرد استادمان عبد اللَّه بن اسحاق نبوى، كه ما را خبر داد استادمان حسن بن عقیل غنوى، كه ما را خبر داد محمد بن عبد اللَّه زراع كه ما را خبر داد قیس بن حفص كه گفت: مرا حدیث كرد على بن حسین عبدى از ابى هارون عبدى از ابى سعید خدرى كه ... تا آخر حدیثى كه قبلا نقل شد.
و نیز از حموینى از سید الحفاظ و ابو منصور شهردار بن شیرویه پسر شهردار دیلمى روایت كرده كه گفت: استاد ما حسن بن احمد بن حسین حداد مقرى و حافظ از احمد بن عبد اللَّه بن احمد براى ما نقل كرد، كه محمد بن احمد بن على براى ما خبر داد، كه محمد بن عثمان بن ابى شیبه به ما خبر داد كه یحیى حمانى به ما خبر داد و گفت: كه قیس بن ربیع از ابى ارون عبدى از ابى سعید خدرى برایمان حدیث كرد كه ... تا آخر حدیث اول .
آن گاه صاحب غایة المرام اضافه مى‏كند كه حموینى دنبال این حدیث گفته است :
این حدیث طرق بسیارى به ابى سعید سعد بن مالك خدرى انصارى دارد . و همو از كتاب مناقب الفاخرة، تالیف سید رضى- رحمه اللَّه- از محمد بن اسحاق از ابى جعفر از پدرش از جدش روایت كرده كه گفت: بعد از آنكه رسول خدا (ص) از كار حجة الوداع فارغ شد در مراجعت در سرزمینى كه آن را ضوجان مى‏گفتند پیاده شد، و در آنجا بود كه آیه شریفه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ نازل شد، همین كه مصونیتش از شر و دشمنى مردم نازل شد، ندا در داد كه: الصلاة جامعه- مردم براى نماز جمع شوید- مردم همه، گردش جمع شدند، آن گاه فرمود: چه كسى نسبت به شما اختیاردارتر از خود شما است؟ صداى گریه از همه جا برخاست، و گفتند: خدا و رسولش، پس آن گاه دست على بن ابى طالب را گرفت و فرمود: هر كس كه من مولاى او بودم على مولاى او است، بار الها دوست بدار كسى را كه با او دوستى كند، و دشمن بدار كسى را كه با او دشمنى كند، و یارى فرما كسى را كه وى را یارى كند، و بى یاور بگذار كسى را كه از یارى او دریغ نماید، براى اینكه او از من است، و من از اویم، و او نسبت به من به منزله هارون است نسبت به موسى، با این تفاوت كه بعد از من پیغمبرى نخواهد بود، و این- یعنى ولایت على بن ابى طالب (ع)- آخرین فریضه‏اى بود كه خداى تعالى بر امت محمد (ص) واجب كرد، و بعد از انجام این جریان بود كه خداى عز و جل این آیه را نازل كرد: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ابى جعفر مى‏گوید: مردم همگى از رسول خدا (ص) همه از واجبات دستورشان داده بود واجبات در نماز و روزه و زكات و حج قبول كرده بودند، لا جرم آن جناب را در این فریضه نیز تصدیق كردند.
ابن اسحاق مى‏گوید: من به ابى جعفر گفتم: این جریان در چه روزى واقع شد؟
گفت: شب نوزده از ماه ذى الحجة سال دهم هجرت، و در نسخه برهان به جاى كلمه تسع كلمه سبع آمده، یعنى هفده شب گذشته بود و در راه برگشتن آن جناب از حجة الوداع بود، و بین این ماجرا و بین وفات رسول خدا (ص) صد روز فاصله شد و رسول خدا (ص) (سمع و در نسخه برهان آمده: سمى) نام دوازده نفر را در غدیر خم بر شمرد.
و از مناقب ابن المغازلى بعد از حذف اوائل سند از ابى هریرة روایت كرده كه گفت:
هر كس روز هیجدهم ذى الحجه را روزه بگیرد خداى تعالى براى او ثواب شصت ماه روزه مى‏نویسد و آن روز روز غدیر خم است كه در آن روز رسول خدا (ص) از مردم براى على بن ابى طالب بیعت گرفت، و فرمود: هر كس كه من مولاى اویم على مولاى او است، بار الها دوست بدار هر كس را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار هر كسى را كه با او دشمنى كند و یارى كن هر كسى را كه او را یارى كند، پس عمر بن خطاب گفت، بخ بخ لك یا بن ابى طالب، اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة، مبارك باد مبارك باد بر تو اى پسر ابى طالب كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ایمانى شدى، در این هنگام بود كه خداى تعالى آیه: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ ... را نازل كرد. «1»
و از مناقب ابن مردویه و از كتاب سرقات الشعر مرزبانى از ابى سعید خدرى نظیر آن روایتى كه از خطیب نقل كرده بود را نقل كرده.
مؤلف: این دو حدیث را سیوطى هم در در المنثور از ابى سعید و ابى هریره روایت كرده «2» و گفته است كه سند آنها ضعیف است، چون روایاتى به طرقى بسیار نقل شده كه منتهى به صحابه مى‏شود و اگر در آنها دقت شود از آن صحابه نیز منتهى مى‏شود به عمر بن خطاب و على بن ابى طالب و معاویه و سمره، به این مضمون كه آیه شریفه در روز عرفه از حجة الوداع كه روز جمعه بود نازل شده و از آن میان روایتى كه مورد اعتماد است آن روایت منقول از عمر بن خطاب است كه در المنثور آن را از حمیدى و عبد بن حمید و احمد و بخارى و مسلم و ترمذى و نسایى و ابن جریر و ابن منذر و ابن حبان و بیهقى (در كتاب سنن خود) همگى از طارق بن شهاب از عمر و نیز از ابن راهویه (در مسندش) و از عبد بن حمید از ابى العالیه، از عمر و نیز از ابن جریر، از قبیصة بن ابى ذؤیب، از عمر و نیز از بزاز، از ابن عباس و ظاهرا ابن عباس از عمر روایت كرده‏اند «3».
__________________________________________________
(1) غایة المرام.
(2) در المنثور، ج 2 ص 259.
(3) در المنثور، ج 2 ص 258.
ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 310
ترجمه تفسیر نمونه
برای مطالعه بیشتر به کتاب ارزشمند الغدیر ج 1 و 2 مراجعه شود.

منبع : پرسمان قران وحدیث




طبقه بندی: قرآن ، حدیث ، فقه ، دینی، مذهبی ، اعتقادی، تاریخ،
برچسب ها: غدیر، ولایت، امامت، جانشین پیامبر، سرنوشت اسلام،
[ 20 مهر 93 ] [ 23:48 ] [ م ع م ]
درباره وبلاگ

جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر(عج) صلوات .

* الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ *

mamoharrami@yahoo.com


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب